ابراهيم عاملي ( موثق )

250

تفسير عاملي ( فارسي )

باريك بين مىشود مىفهمد بيشتر آنها مشمول اين آيات هستند . آن دوستى كه با دستورهاى دين و مصلحت زندگى مطابق نباشد و فقط از نظر هواپرستى و جهل پيدا مىشود خواه دوستى با شخص باشد بواسطه‌ى رياستى كه دارد يا سرمايه يا بواسطه‌ى همكارى در غير مصلحت مانند رفيق در احتكار و يا حيله و تزوير در كار مردم و كلاهبردارى و يا بواسطه‌ى جمال و مقتضيات جنسى و مانند اينها و خواه دوستى نسبت بجاه و مقام و اموال و خواستها باشد كه از غير مشروع تحصيل مىشود همه‌ى اينها همان است كه در آيات توصيف شده است بدوستى غير خدا و در عالم ديگر تمام كوششهائى كه در راه اين گونه دوستىها و خواسته‌ها به كار رفته است به صورت افسوس و پشيمانى در نظر مجسم مىشود . زياد ديده‌ايم كه در همين زندگانى چند روزه آثار اينجور دوستىهاى بر خلاف مصلحت به صورت افسوس و حسرت مجسّم شده است كه با فلان شخص بواسطه‌ى مقامى كه داشته است دوستى كرده‌اند و خدمتگزار بوده‌اند و چون او از مقام خود سقوط كرده است مسئوليّتها و اعمال ناشايست او پاپيچ اينان شده است و مردم آزاريها و بدكاريهائى كه در راه خدمت دوست صاحب مقام خود كرده‌اند همگى براى آنها محروميّت شده است و مفاد اين آيه هستند كه كارهاىشان را به صورت افسوس و بيچارگى بجلو چشمشان نمايش ميدهيم و از آتش گرفتارى در اين جهان و بدبختى در جهان ديگر آسوده نيستند .